11 ﴾إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

 

 

 

 

الدرس الحادي عشر

١١

 

 

 

 

 

 

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

 

 

 

تسلسل الحصص (مقترح)

الدرس الحادي عشر (١١)

الواجبات المنزلية

التمارين في الصفّ

الحصّة

شرح القواعد الجديدة للدرس الحادي عشر (١١)

الحصّة ١

(يوم الخميس)

٢، ٢٦

١، ٢٥

الحصّة ٢

مواصلة التدريس بعد يومين أو ثلاثة لتمكين الطلبة من حفظ القواعد والمفردات الجديدة وإنجاز الواجبات المنزلية

٨

٣، ٤، ٥، ٦، ٧

الحصّة ٣

(يوم الاثنين)

١٣، ١٤، ١٥

٩، ١٠، ١١، ١٢

الحصّة ٤

 ٣٧، ٤٠

٣٦، ٣٩

الحصّة ٥

مواصلة التدريس بعد يومين أو ثلاثة لتمكين الطلبة من حفظ القواعد والمفردات الجديدة وإنجاز الواجبات المنزلية

٣٥، ٣٨

مراجعة الواجب ٨

الحصّة ٦

(يوم الخميس)

١٧، ١٩، ٢١، ٤٢، ٤٣

١٦، ١٨، ٢٠ /

مراجعة الواجبات ١٣، ١٤، ١٥

الحصّة ٧

٣٢، ٣٣، ٣٤

٢٧، ٢٨، ٢٩، ٣٠، ٣١

الحصّة ٨

مواصلة التدريس بعد يومين أو ثلاثة لتمكين الطلبة من حفظ القواعد والمفردات الجديدة وإنجاز الواجبات المنزلية

٤١، ٤٤ / مراجعة الواجبات ٣٤، ٣٥، ٣٨

الحصّة ٩

(يوم الاثنين)

٢٢، ٢٣، ٢٤ /

مراجعة الواجبات ١٧، ١٩، ٢١، ٤٢، ٤٣

الحصّة ١٠

 

مراجعة الواجبين ٣٧، ٤٠

الحصّة ١١

مواصلة التدريس بعد يومين أو ثلاثة لتمكين الطلبة من حفظ القواعد والمفردات الجديدة وإنجاز الواجبات المنزلية

الاختبار التحريري للدرس الحادي عشر (١١)

الحصّة ١٢

(يوم الخميس)

 

260

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١


١) افعال مزید: (أَلْفِعْلُ الْمَزِيدُ: فَعَّلَ II ، فَاعَلَ III ، أَفْعَلَ IV ، تَفَعَّلَ V)

از طریق تغییر ساختار، افعال دیگری را می‌توان از شکل اصلی فعل در زبان عربی (يَفْعَلُ / فَعَلَ) مشتق کرد. مجموعاً ١٥ باب یا صورت فعلی وجود دارد که از آن میان فقط ١٠ باب بیشتر به کار می‌روند. این باب‌ها به کمک اعداد رومی در کتاب‌های دستور زبان و فرهنگ‌های لغت مشخص می‌شوند: صورت پایه = باب I، و صورت‌های مشتق شده = باب II، III، … X. به لحاظ نظری، می‌توان هر فعل را در تمام باب‌ها صرف کرد؛ اما عملاً به ندرت بیشتر از ٤ یا ٥ باب از یک فعل به کار می‌رود. باب‌های مختلف هر کدام دارای اطلاعات معنایی خاصی هستند، اما در نهایت همه با معنای اصلی ریشه‌ی فعل مرتبطند. همچنین، افعال وَصَلَ، قَامَ، بَاعَ و لَقِيَ  در باب‌های افعال مزید به عنوان نمونه‌ی افعال معتل ارائه شده‌اند. اما همه‌ی باب‌های این افعال نیز رایج نیستند. مثلاً فقط باب‌های زیر برای فعل قَامَ رایج است: باب I (قَامَ)، II (قَوَّمَ)، III (قَاوَمَ)، IV (أَقَامَ) و باب X (اِسْتَقَامَ).
افعالی که در فا الفعل، عین الفعل و لام الفعل‌شان حروف عله‌ی و/ى به کار رفته است در باب‌ها به صورت افعال صحیح عمل می‌کنند. اما باید به خاطر داشت که و یا  ى در بعضی از باب‌ها در صورت‌های مجزوم یا امری تبدیل به مصوت‌ کوتاه می‌شوند و دیگر همانند صورت‌های اصلی افعال معتل نوشته نمی‌شوند.

فَعَّلَ

باب II: عین الفعل مشدد

 

فِعْلٌ صَحِيحٌ

ف (R1) = و

ع (R2) = و

ع (R2) = ى

ل (R3) = و/ى

أَلْمَاضِي

فَعَّلَ

وَصَّلَ

قَوَّمَ

بَيَّعَ

لَقَّى

أَلْمُضَارِعُ

يُفَعِّلُ

يُوَصِّلُ

يُقَوِّمُ

يُبَيِّعُ

يُلَقِّي

أَلْمُضَارِعُ الْمَنْصُوبُ

يُفَعِّلَ

يُوَصِّلَ

يُقَوِّمَ

يُبَيِّعَ

يُلَقِّيَ

أَلْمُضَارِعُ الْمَجْزُومُ

يُفَعِّلْ

يُوَصِّلْ

يُقَوِّمْ

يُبَيِّعْ

يُلَقِّ

أَلْأَمْرُ

فَعِّلْ

وَصِّلْ

قَوِّمْ

بَيِّعْ

لَقِّ

بنا بر این، در باب فَعَّلَ، افعال معتل اصولاً هیچ تفاوتی با افعال صحیح ندارند، زیرا در اینجا و و ى حروف صامت به حساب می‌آیند. تنها حالت خاص، مضارع مجزوم و امر است زیرا همانند افعال باب I که در لام الفعل‌شان حروف عله‌ی و/ى به کار رفته است، در باب‌ها نیز همان اعراب را دارند؛ بنا بر این، فقط فعل لَقِيَ در اینجا به عنوان نمونه آورده شده است.
افعال رباعی همانند افعال باب فعَّلَ II اعراب‌گذاری می‌شوند. (↑ جدول ها)

 

261

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

فَاعَلَ

باب III: مصوت کشیده بعد از فا الفعل

فِعْلٌ صَحِيحٌ

ف (R1) =و

ع (R2) = و

ع (R2) = ى

ل (R3) = و/ى

أَلْمَاضِي

فَاعَلَ

وَاصَلَ

قَاوَمَ

بَايَعَ

لَاقَى

أَلْمُضَارِعُ

يُفَاعِلُ

يُوَاصِلُ

يُقَاوِمُ

يُبَايِعُ

يُلَاقِي

أَلْمُضَارِعُ الْمَنْصُوبُ

يُفَاعِلَ

يُوَاصِلَ

يُقَاوِمَ

يُبَايِعَ

يُلَاقِيَ

أَلْمُضَارِعُ الْمَجْزُومُ

يُفَاعِلْ

يُوَاصِلْ

يُقَاوِمْ

يُبَايِعْ

يُلَاقِ

أَلْأَمْرُ

فَاعِلْ

وَاصِلْ

قَاوِمْ

بَايِعْ

لَاقِ

صرف افعال معتل در باب فَاعَلَ به جزء در مضارع مجزوم و امر هیچ تفاوتی با افعال صحیح  ندارند. (↑ جدول‌ها)

أَفْعَلَ

باب IV: افزودن پیشوند أَ، فا الفعل ساکن

فِعْلٌ صَحِيحٌ

ف (R1) =و

ع (R2) = و/ى

ل (R3) = و/ى

أَلْمَاضِي

أَفْعَلَ

أَوْصَلَ

أَقَامَ

أَلْقَى

أَلْمُضَارِعُ

يُفْعِلُ

يُوصِلُ

يُقِيمُ

يُلْقِي

أَلْمُضَارِعُ الْمَنْصُوبُ

يُفْعِلَ

يُوصِلَ

يُقِيمَ

يُلْقِيَ

أَلْمُضَارِعُ الْمَجْزُومُ

يُفْعِلْ

يُوصِلْ

يُقِمْ

يُلْقِ

أَلْأَمْرُ

أَفْعِلْ

أَوْصِلْ

أَقِمْ

أَلْقِ

أَنْتَ (أَلْمَاضِي)

أَفْعَلْتَ

أَوْصَلْتَ

أَقَمْتَ

أَلْقَيْتَ

همزه در باب أَفْعَلَ (باب IV) همزه‌ی قطع است. افعالی که عین الفعل و لام الفعل‌شان = و/ى باشد یکسان صرف می‌شوند بنا بر این فقط یک نمونه ارائه شد  (↑جدول‌ها).

تَفَعَّلَ

باب V: پیشوند تَـ

فِعْلٌ صَحِيحٌ

ف (R1) = و

ع (R2) = و

ع (R2) = ى

ل (R3) = و/ى

أَلْمَاضِي

تَفَعَّلَ

تَوَصَّلَ

تَقَوَّمَ

تَبَيَّعَ

تَلَقَّى

أَلْمُضَارِعُ

يَتَفَعَّلُ

يَتَوَصَّلُ

يَتَقَوَّمُ

يَتَبَيَّعُ

يَتَلَقَّى

أَلْمُضَارِعُ الْمَنْصُوبُ

يَتَفَعَّلَ

يَتَوَصَّلَ

يَتَقَوَّمَ

يَتَبَيَّعَ

يَتَلَقَّى

أَلْمُضَارِعُ الْمَجْزُومُ

يَتَفَعَّلْ

يَتَوَصَّلْ

يَتَقَوَّمْ

يَتَبَيَّعْ

يَتَلَقَّ

أَلْأَمْرُ

تَفَعَّلْ

تَوَصَّلْ

تَقَوَّمْ

تَبَيَّعْ

تَلَقَّ

 

262

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

افعال در باب تَفَعَّلَ (باب V) شبیه باب فَعَّلَ II صرف می‌شوند. افعال معتل نیز مانند افعال صحیح صرف می‌شوند. افعالی که فا الفعل‌شان = ى است فهرست نشده‌اند. و/ى در جایگاه فا الفعل و عین الفعل در حقیقت صامت‌های واقعی هستند همانگونه که در باب فَعَّلَ (باب II) چنین است. بدون اعراب‌گذاری معمولاً اشکال مختلف فعل در باب‌های فَعَّلَ / أَفْعَلَ/ تَفَعَّلَ (باب II / IV / V) را نمی‌توان از هم تشخیص داد.

٦، ٩، ١٠، ١١، ١٢، ١٣، ١٤، ١٥، ١٦، ١٧، ١٨، ٣٠

 

 

٢) كَانَ و کاربردهای آن ((كَانَ) فِي الْجُمْلَةِ)

فعل كَانَ (ضارع: يَكُونُ) به عنوان فعل کمکی و برای توصیف اعمال یا وضعیتی در یک زمان خاص به کار می‌رود.
در جمله‌ی اسمیه، خبری که بعد از كَانَ می‌آید منصوب می‌شود.

كَانَ الطَّالِبُ مُجْتَهِدًا.

دانشجو/ محصل کوشا بود.

كَانَ أَحْمَدُ مُعَلِّمَنَا.

احمد معلم ما بود.

كَانَ به کمک لَمْ + فعل مجزوم _لَمْ يَكُنْ _ منفی می‌شود:

لَمْ يَكُنِ الطَّالِبُ مُجْتَهِدًا.

دانشجو/ محصل کوشا نبود.

زمان حال و آینده در جمله‌ی اسمیه به کمک مضارع كَانَ ساخته می‌شوند.

يَكُونُ الطَّالِبُ مُجْتَهِدًا.

دانشجو/ محصل کوشا ، لایق است.

يَكُونُ أَحْمَدُ مُدِيرَ الْمَدْرَسَةِ.

احمد مدیرمدرسه است / خواهد شد.

كَانَ بندرت برای بیان زمان حال (يَكُونُ = «است») به کار می‌رود و بیشتر برای تاکید بر خبر استفاده می-شود. به طور کلی، جملات اسمیه مثبت نیاز به یک فعل کمکی ندارند. وجود كَانَ در وجه التزامی و بعد از حرف ربط أَنْ «که» الزامی است:

أَخَافُ أَنْ يَكُونَ أَحْمَدُ مُصَابًا بِمَرَضٍ جَدِيدٍ.

میترسم که احمد مریضی جدیدی داشته باشد.

نفی، توسط لَا  +مضارع _ در نتیجه، لَا يَكُونُ _ ساخته می‌شود:

احمد مدیرمدرسه نیست/ نخواهد شد.

لَا يَكُونُ أَحْمَدُ مُدِيرَ الْمَدْرَسَةِ.

اما، لَا يَكُونُ  =«نیست» بندرت استفاده می‌شود زیرا این نوع جملات معمولاً  با لَيْسَ منفی می‌شوند  (↑درس٧).
در جملات فعلیه،كَانَ کمک می‌کند تا زمان را تشخیص بدهیم:

عملی در گذشته که کاملاً تمام شده است:

او انجام داده بود

كَانَ قَدْ فَعَلَ

وقتی که دوستش آمد، او نامه را نوشته بود.

كَانَ قَدْ كَتَبَ الرِّسَالَةَ عِنْدَمَا جاَءَ صَدِيقُهُ.

 

263

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

عملی تکراری و مستمر که در گذشته انجام می‌شد:

او عادتاً انجام می‌داد

كَانَ يَفْعَلُ

در آن روزها او نامه‌ها می‌نوشت*.

كَانَ يَكْتُبُ رَسَائِلَ في تِلْكَ الْأَيَّامِ.

عملی قطعی در آینده:  

نجام داده است

يَكُونُ قَدْ فَعَلَ

قبل از یکشنبه (آینده) او نامه را نوشته است .

يَكُونُ قَدْ كَتَبَ الرِّسَالَةَ قَبْلَ يَوْمِ الْأَحَدِ.

عملی که ممکن بود در گذشته رخ بدهد:

انجام می‌داد

كَانَ سَيَفْعَلُ

می‌شد

كَانَ سَيُصْبِحُ

می‌گفت

كَانَ سَيَقُولُ

می‌مرد

كَانَ سَيَمُوتُ

می‌پرسید

كَانَ سَيَسْأَلُ

ترکیب كَانَ سَيَفْعَلُ نسبتاً جدید و احیاناً نتیجه‌ی تشدید فعالیت‌های ترجمه‌ای است. معمولاً بعد از آن، جمله‌ای که نشان‌دهنده‌ی شرایط غیرواقعی یا جمله‌ی متضاد است می‌آید. فَعَلَ و يَفْعَلُ بسیار زیاد استفاده می‌شوند.كَانَ يَفْعَلُ در زبان محاوره و عربی معیار جدید یافت می شود اما كَانَ قَدْ فَعَلَ، يَكُونُ قَدْ فَعَلَ و كَانَ سَيَفْعَلُ کمیاب‌تر هستند.

٧، ١٩، ٢٠، ٣١

* معادل  يَكُونُ قَدْ فَعَلَ و كَانَ سَيَفْعَلُ در فارسی وجود ندارد و با قید زمان و ماضی نقلی یا ماضی استمراری بیان می‌شوند. (م) 

 

٣) كَانَ و افعال مشابه (أَخَوَاتُ كَانَ)

افعال مشابه كَانَ  مثل كَانَ به کار می‌روند و معمول‌ترین آنها عبارتند از:

شدن  

أَصْبَحَ IV (يُصْبِحُ إِصْبَاحًا)

این روزنامه‌نگار معروف شد.

أَصْبَحَ هٰذَا الصُّحُفِيُّ مَعْرُوفًا.

بودن، شدن  

أَضْحَى IV (يُضْحِي إِضْحَاءً)

کار مشکل شد.

أَضْحَى الْعَمَلُ صَعْبًا.

بودن، شدن

أَمْسَى IV (يُمْسِي إِمْسَاءً)

تحصیل خسته‌کننده شد.

أَمْسَتِ الدِّرَاسَةُ مُمِلَّةً.

شدن

بَاتَ (يَبِيتُ مَبِيتًا)

پروژه به واقعیت تبدیل شد.

بَاتَ الْمَشْرُوعُ حَقِيقَةً.

ماندن، باقی بودن، ادامه دادن

بَقِيَ (يَبْقَى بَقَاءً)

پروفسور به تدریس در این موسسه ادامه داد.

بَقِيَ الْأُسْتَاذُ يُدَرِّسُ فِي هٰذَا الْمَعْهَدِ.

 

264

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

ادامه داشتن، دوام داشتن

دَامَ (يَدُومُ دَوَامًا)

مادامی که، تا زمانی‌ که

مَا دَامَ

تا زمانی که آب و هوا سرد باشد، من به دانشگاه/ پوهنتون نمی-روم.

لَنْ أَذْهَبَ إِلَى الْجَامِعَةِ مَا دَامَ الطَّقْسُ بَارِدًا.

شدن  

صَارَ (يَصِيرُ صَيْرُورَةً)

هوای شهرها آلوده شد.

صَارَ هَوَاءُ الْمُدُنِ وَسِخًا.

به انجام کاری ادامه دادن، همچنان در حالتی ماندن

ظَلَّ (يَظَلُّ ظَلًّا)

دانشجو/ محصل همچنان کوشا ماند.

ظَلَّ الطَّالِبُ مُجْتَهِدًا.

فعالیتی را دوباره آغاز کردن

عَادَ (يَعُودُ عَوْدَةً)

ما پروژه را دوباره تمویل میکنیم.

عُدْنَا نُمَوِّلُ الْمَشْرُوعَ.

چیزی را نه بیشتر یا نه طولانی تر(بیشتر ازاین) کردن، انجام دادن

مَا عَادَ / لا يَعُودُ / لَمْ يَعُدْ

فلم بیشتر هیجان انگیز نیست.

مَا عَادَ الْفِلْمُ مُشَوِّقًا.

هنوز ، نه ؛ از انجام دادن چیزی دست نه کشیدن

لَمْ يَزَلْ / كَانَ لَا يَزَالُ / لا يَزَالُ / مَا زَالَ / مَا يَزَالُ

سفرهنوزممکن است.

مَا زَالَ السَّفَرُ مُمْكِنًا.

نه بودن

لَيْسَ

تمرین مشکل نیست.

لَيْسَ التَّمْرِينُ صَعْبًا.

٧، ٢١، ٢٢، ٣١

 


٤) كَادَ و افعال مشابه (كَادَ وَأَخَوَاتُهَا)

كَادَ و مشابه‌های آن، مبین افعالی هستند که دارای معانی زیرند:
الف) شروع یک عمل
علاوه بر بَدَأَ / يَبْدَأُ و اِبْتَدَأَ / يَبْتَدِئُ، در عربی تعدادی فعل وجود دارند که نشان دهنده‌ی آغاز یک عمل هستند. این افعال اگر نشان دهنده‌ی آغاز یک عمل باشند و معنای اصلی خود را نداشته باشند، به صورت ماضی به کار می‌روند و بعد از آنها فعل مضارع می‌آید.

شروع کردن، آغاز کردن

أَخَذَ (يَأْخُذُ أَخْذًا)

معلم شروع به تدریس کرد.

أَخَذَ الْمُعَلِّمُ يُحَاضِرُ.

شروع کردن، آغاز کردن

أَصْبَحَ IV (يُصْبِحُ إِصْبَاحًا)

فاطمه شروع به فکر کردن درباره‌ی این مساله کرد.

أَصْبَحَتْ فَاطِمَةٌ تُفَكِّرُ فِي هٰذِهِ الْمَسْأَلَةِ.

شروع کردن، آغاز کردن

أَنْشَأَ IV (يُنْشِئُ إِنْشَاءً)

وزیر سخنرانی‌اش را آغاز کرد.

أَنْشَأَ الْوَزِيرُ يُلْقِي كَلِمَتَهُ.

شروع کردن، آغاز کردن

شَرَعَ (يَشْرَعُ شُرُوعًا)

او در موسسه شروع به کار کرد.

شَرَعَ يَعْمَلُ فِي الْمَعْهَدِ. / شَرَعَ أَنْ يَعْمَلَ فِي الْمَعْهَدِ.

 

265

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

ب) شروع تقریبی یک عمل یا رویداد
به این منظور، غالباً كَادَ و أَوْشَكَ و همچنین َكَاد و يوشك به کار گرفته می‌شوند و بعد از آنها ممکن است أَنْ + مضارع مرفوع بیاید

در شرف انجام شدن بودن

أَوْشَكَ IV (يُوشِكُ إِيشَاكًا) (عَلَى) (أَنْ)

سخنرانی نزدیک بود شروع شود.

أَوْشَكَتِ الْمُحَاضَرةُ تَبْدَأُ. / أَوْشَكَتِ الْمُحَاضَرةُ أَنْ تَبْدَأَ.

او نزدیک است کشور را ترک کند.

يُوشِكُ أَنْ يُغَادِرَ الْبَلَدَ.

تقریباً کاری را به اتمام رساندن

كَادَ / يَكَادُ (أَنْ)

او تقریباً به هدفش رسید.

كَادَ يُحَقِّقُ هَدَفَهُ.

او تقریباً به هدفش می‌رسد.

يَكَادُ أَنْ يُحَقِّقَ هَدَفَهُ.

هنوز …..نه…….که

لا يَكَادُ / لَمْ يَكَدْ / مَا كَادَ … (حَتَّى …)

هنوز وارد خانه نشده بود که آنها به او آبمیوه تعارف کردند.

مَا كَادَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ حَتَّى قَدَّمُوا لَهُ الْعَصِيرَ.

ج) فعل عَسَى بیانگر احتمال یک چیز یا احتمال تحقق یافتن یک آرزوست. ممکن است بعد از آن أَنْ + مضارع مرفوع بیاید.

خوب است که …، شاید …

عَسَى / عَسَى أَنْ

خوب است که خدا ما را از هم جدا نکند

عَسَى اللهُ لَا يُفَرِّقُنَا.

شاید نزدیک باشد.

عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا.

افعال وَدَعَ (يَدَعُ وَدْعًا) و تَرَكَ (يَتْرُكُ تَرْكًا) «اجازه دادن / گذاشتن که چیزی اتفاق بیفتد» به همین صورت به کار می‌روند:

او نمی‌گذارد که برویم.

لَا يَدَعُنَا نَذْهَبُ. / لَا يَتْرُكُنَا نَذْهَبُ.

او گذاشت که دانشجویان/ محصلان داخل شوند.

تَرَكَ الطَّالِبَ يَدْخُلُ.

٧، ٢١، ٢٢

 

 مصطلحات نحوية

کان و افعال مشابه (خواهرانش)

كان وأخواتُها

کاد و افعال مشابه (خواهرانش)

كاد وأخواتُها

 

266

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

التمارين

١  يقرأ المعلّم المفردات الجديدة منفصلة وأيضا مترابطة مع مفردات أخرى ويشرح معانيها.

طلا

ذهب

شناختن، درک کردن

أدْرك IV (يُدْرِكُ إِدْراكًا)

باد

رِيح ج رِياح

خواستن

أراد IV (يُرِيدُ إِرادةً) (أنْ)

سبب شدن

سبّب II (يُسبِّبُ تسْبِيبًا)

پیشرفت، شکوفایی

اِزْدِهار

تأمین (نیاز، مخارج)

سدّ

استفاده از (اسم مصدر)

اِسْتِفادة (مِن)

سعی کردن برای

سعى (يسْعى سعْيًا) لِـ / إِلى

مصرف

اِسْتِهْلاك

شمسی، خورشیدی

شمْسِيّ

اشاره کردن به

أشار IV (يُشِيرُ إِشارةً) إِلى

انرژی، نیرو

طاقة ج ~ات

ایجاد (اسم مصدر)

إِيجاد

دهه (ده سال)؛ پیمان؛ عقد (یک قرارداد)

عقْد ج عُقُود

چاره، امکان؛ بدیل

بدِيل ج بدائِلُ

برتری داشتن بر

فاق (يفُوقُ فواقًا)

بشکه (نفت)

برْمِيل ج برامِيلُ

کفایت کردن

كفى (يكْفِي كِفايةً)

به فضلِ (لطفِ) + اسم مجرور

بِفضْلِ

همچنان که اینگونه است

كما هُوَ الْحال

بناء، ساختمان (اسم مصدر)

بِناء

مقدار، کمیت

كمِّيّة ج ~ات

مبتنی بودن بر

تأسّس V (يتأسّسُ تأسُّسًا)

آب

ماء ج مِياه

صادرات

تصْدِير ج ~ات

متجدد

مُتجدِّد

متغییرشدن؛ تغییرکردن

تغيّر V (يتغيّرُ تغيُّرًا)

محدود

محْدُود

آلودگی، ملوث

تلوُّث

مواد سوختی، سوخت

محْرُوقات (ج)

در چیزی مجسم شدن

تمثّل V (يتمثّلُ تمثُّلًا) فِي

باقیمانده؛ زباله

مُخلّفات (ج)

توقع، انتظار

توقُّع ج ~ات

آینده، مستقبل

مُسْتقْبل

ثروت

ثرْوة ج ثروات

درخشنده (رادیواکتیو)

مُشِعّ

با ارزش

ثمِين ج ~ونَ

صادرکننده

مُصدِّر ج ~ونَ

تجاوز کردن، فراتر رفتن

جاوز III (يُجاوِزُ مُجاوزةً)

معدل، حد متوسط

مُعدّل ج ~ات

حاجت، نیاز

حاجة ج ~ات

موج

موْج ج أمْواج

مبادرت کردن (به)

حاول III (يُحاوِلُ مُحاولةً) (أنْ)

نفت، نفت خام

نفْط

محافظت از (اسم مصدر)

حِفاظ (على)

پاک، تمیز

نقِيّ ج أنْقِياءُ

خبره، متخصص

خبِير ج خُبراءُ

هسته‌ای

نووِيّ

خصوصاً، بخصوص (قید)

خُصُوصًا

٢  إحفظوا المفردات أعلاه.

 

267

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٣  يقرأ المعلّم النصّ التالي بصوت عالٍ ويشرح العبارات الصعبة. يكرّر الطلبة بصوت عالٍ ما يقرأه المعلّم.

  البيئة ومستقبل النفط

عاشت دول العالم العربي المصدّرة للنفط فترة ازدهار اقتصادي بفضل هذه الثروة الطبيعية المعروفة أيضا باسم الذهب الأسود. وقد جاوزت معدّلات النموّ الاقتصادي لهذه الدول في العقود الأخيرة توقّعات خبراء الاقتصاد العالميين. وتتمثّل المشكلة الّتي يطرحها بناء الاقتصاد على أساس تصدير النفط إلى دول العالم في أنّ هذا المصدر الثمين للطاقة موجود بكمّيّات محدودة ويكفي فقط لعقود قليلة قادمة خصوصا والاستهلاك العالمي يكاد يصل إلى تسعين مليون برميل يوميا.

بات ضروريا للدول الّتي تأسّس اقتصادها على تصدير البترول أن تسعى لإيجاد بدائل لسدّ حاجتها من الطاقة في المستقبل. وكان على الدول الصناعية أن تدرك أهمّيّة الطاقات البديلة أو المتجدّدة ودورها في الحفاظ على البيئة وقد بدأت الدول والمؤسّسات الصناعية ومعاهد البحث العلمي منذ وقت قريب في كلّ أنحاء العالم تدرس مصادر الطاقة الجديدة هذه وسبل الاستفادة منها مثل طاقة الرياح والطاقة الشمسية وطاقة المياه أو الأمواج.

هذه الطاقات المتجدّدة تكون أيضا نقيّة ولا تسبّب تلوّث البيئة كما هو الحال مع المحروقات أو الطاقة النووية ومخلّفاتها المشعّة.

 

 

 

٤  

Stirnrunzelnd Lächelnd
X

كانت توقّعات خبراء الاقتصاد العالميين صحيحة.

١

X

كان الاقتصاد ينمو في الدول العربية في العقود الأخيرة.

٢

X

كمّيّات النفط الموجودة حاليا ستكفي لفترات طويلة.

٣

X

حتّى الدول الّتي تبني اقتصادها على النفط تبحث عن طاقات بديلة.

٤

X

تلعب الطاقات المتجدّدة دورا في الحفاظ على البيئة.

٥

 

268


11

مَنْ بَدَعَ خَتَمَ وَمَنْ جَدَّ وَجَدَ وَمَنْ زَرَعَ حَصَدَ﴿

١١

٥

لماذا عاشت الدول العربية فترة ازدهار؟

١

كم يبلغ الاستهلاك اليومي للنفط من برميل؟

٢

لماذا تبحث الدول عن طاقات بديلة؟

٣

متى بدأ هذا البحث؟

٤

ما هي بعض الطاقات المتجدّدة؟

٥

٦  إستخرجوا من النصّ كلّ الأفعال المزيدة واشكلوها وأضيفوا باقي الصيغ منها (في الماضي والمضارع).

٧  إستخرجوا من النصّ الجمل (٤)ذات ((كان))، ((كاد)) وأخواتهما وترجموها.

١)…

الاستهلاك العالمي يكاد يصل إلى تسعين مليون برميل يوميا.

مصرف جهانی تقریباً روزانه بالغ بر ٩٠ میلیون بشکه می‌شود.

٢)…

بات ضروريا للدول الّتي تأسّس اقتصادها على تصدير البترول أن تسعى لإيجاد بدائل.

ضروری شد برای کشورهائی که اقتصاد آنها متکی بر صادرات نفت است که برای یافتن جایگزینی تلاش کنند.

٣)…

كان على الدول الصناعية أن تدرك أهمّيّة الطاقات البديلة.

کشورهای صنعتی ناگزیر بودند که اهمیت انرژی‌های جایگزین را درک کنند.

٤)…

هذه الطاقات المتجدّدة تكون أيضا نقيّة.

این انرژی‌های تجدیدشدنی پاک نیز هستند.

٨  إنسخوا النصّ وحضّروه بحيث يمكنكم قراءته خلال الدرس وترجمته.

٩

يتفعّل

يُفعل

يفاعل

يفعّل

يفعل

تفعّل

أفعل

فاعل

فعّل

فعل

نَتَشَرَّبُ

نُشْرِبُ

نُشَارِبُ

نُشَرِّبُ

نَشْرَبُ

تَشَرَّبْنَا

أَشْرَبْنَا

شَارَبْنَا

شَرَّبْنَا

شَرِبْنَا

يَتَنَزَّلُ

يُنْزِلُ

يُنَازِلُ

يُنَزِّلُ

يَنْزِلُ

تَنَزَّلَ

أَنْزَلَ

نَازَلَ

نَزَّلَ

نَزَلَ

يَتَبَلَّغُونَ

يُبْلِغُونَ

يُبَالِغُونَ

يُبَلِّغُونَ

يَبْلُغُونَ

تَبَلَّغُوا

أَبْلَغُوا

بَالَغُوا

بَلَّغُوا

بَلَغُوا

تَتَصَعَّدُونَ

تُصْعِدُونَ

تُصَعِّدُونَ

تَصْعَدُونَ

تَصَعَّدْتُمْ

أَصْعَدْتُمْ

صَعَّدْتُمْ

صَعِدْتُمْ

أَتَمَلَّأُ

أُمْلِئُ

أُمَالِئُ

أَمْلَأُ

تَمَلَّأْتُ

أَمْلَأْتُ

مَالَأْتُ

مَلَأْتُ

تُمِرُّ

تُمَرِّرُ

تَمُرُّ

أَمَرَّتْ

مَرَّرَتْ

مَرَّتْ

 

269

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

١٠

يتفعّل

يُفعل

يفاعل

يفعّل

يفعل

تفعّل

أفعل

فاعل

فعّل

فعل

نُدَاعِي

نَدْعُو

دَاعَيْنَا

دَعَوْنَا

تَتَمَشَّى

تُمْشِي

تُمَاشِي

تُمَشِّي

تَمْشِي

تَمَشَّتْ

أَمْشَتْ

مَاشَتْ

مَشَّتْ

مَشَتْ

يَتَرَضَّوْنَ

يُرْضُونَ

يُرَاضُونَ

يُرَضُّونَ

يَرْضَوْنَ

تَرَضَّوْا

أَرْضَوْا

رَاضَوْا

رَضَّوْا

رَضُوا

يَتَلَقَّى

يُلْقِي

يُلَاقِي

يَلْقَى

تَلَقَّى

أَلْقَى

لَاقَى

لَقِيَ

يَتَبَقَّيْنَ

يُبْقِينَ

يُبَقِّينَ

يَبْقَيْنَ

تَبَقَّيْنَ

أَبْقَيْنَ

بَقَّيْنَ

بَقِينَ

تَتَأَتَّى

تُؤْتِي

تُؤَاتِي

تَأْتِي

تَأَتَّيْتَ

آتَيْتَ

آتَيْتَ

أَتَيْتَ

١١

يتفعّل

يُفعل

يفاعل

يفعّل

يفعل

تفعّل

أفعل

فاعل

فعّل

فعل

تَتَكَوَّنُونَ

تُكَوِّنُونَ

تَكُونُونَ

تَكَوَّنْتُمْ

كَوَّنْتُمْ

كُنْتُمْ

تُضِيعُ

تُضَيِّعُ

تَضِيعُ

أَضَاعَتْ

ضَيَّعَتْ

ضَاعَتْ

نَتَعَيَّشُ

نُعِيشُ

نُعَايِشُ

نُعَيِّشُ

نَعِيشُ

تَعَيَّشْنَا

أَعَشْنَا

عَايَشْنَا

عَيَّشْنَا

عِشْنَا

تُنِيمُونَ

تُنَوِّمُونَ

تَنَامُونَ

أَنَمْتُمْ

نَوَّمْتُمْ

نِمْتُمْ

يَتَخَوَّفْنَ

يُخِفْنَ

يُخَوِّفْنَ

يَخَفْنَ

تَخَوَّفْنَ

أَخَفْنَ

خَوَّفْنَ

خِفْنَ

أَتَقَوَّلُ

أُقَاوِلُ

أَقُولُ

تَقَوَّلْتُ

قَاوَلْتُ

قُلْتُ

١٢

يتفعّل

يُفعل

يفاعل

يفعّل

يفعل

تفعّل

أفعل

فاعل

فعّل

فعل

أَتَوَصَّلُ

أُوصِلُ

أُوَاصِلُ

أُوَصِّلُ

أَصِلُ

تَوَصَّلْتُ

أَوْصَلْتُ

وَاصَلْتُ

وَصَّلْتُ

وَصَلْتُ

نَتَوَقَّفُ

نُوقِفُ

نُوَقِّفُ

نَقِفُ

تَوَقَّفْنَا

أَوْقَفْنَا

وَقَّفْنَا

وَقَفْنَا

يَتَوَفَّى

يُوفِي

يُوَافِي

يُوَفِّي

يَفِي

تَوَفَّى

أَوْفَى

وَافَى

وَفَّى

وَفَى

١٣  إبحثوا في القاموس عن معاني الأفعال في التمارين ٩ إلى ١٢.

١٤     

إنّني أَعْطَيْتُ زوجتي كلّ فلوسي أمس.

أعطى

هل يمكنكم أن ……………………. لنا الدروس الجديدة؟ (تُوضِحُوا)

أوضح

أين نستطيع أن ……………………. المساومات؟ (نُجْرِيَ)

أجرى

قبل يومين ……………………. فاطمة مريم كتبا مدرسية جديدة. (أَعْطَتْ)

أعطى

 

270

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

لماذا ……………………. إلى هذه القضية؟ (أَشَرْتَ / تُشِيرُ)

أشار (أنتَ)

إنّنا سوف ……………………. مئة برميل. (نَتَلَقَّى)

تلقّى

إنّ أساتذة المعهد ……………………. في الأسبوع الماضي بحثا علميا بارزا. (أَجْرَوْا)

أجرى

هل ……………………. مريم أن تدمّر هذه العلاقة؟ (أَرَادَتْ / تُرِيدُ)

أراد

ألم ……………………. المساعدة من أصدقائك، يا أحمد؟ (تَتَلَقَّ)

تلقّى

هل ……………………. الحفاظ على البيئة؟ (أَرَدْتُمْ / تُرِيدُونَ)

أراد (أنتم)

١٥   

سَبَّبَ المهندس مشاكل.

يُسَبِّبُ المهندس مشاكل.

رَحَّبْنَ بزملائهنّ.

يُرَحِّبْنَ بزملائهنّ.

أَجْرَتْ فاطمة محادثات.

تُجْرِي فاطمة محادثات.

وَاجَهْنَا أوضاعا صعبة.

نُوَاجِهُ أوضاعا صعبة.

تَذَكَّرْتُ كلّ كلماتها.

أَتَذَكَّرُ كلّ كلماتها.

تَلَقَّتْ فاطمة المساعدة.

تَتَلَقَّى فاطمة المساعدة.

جَاوَزَ ذلك توقّعاتي.

يُجَاوِزُ ذلك توقّعاتي.

حَاوَلَتْ حلّ المشكلة.

تُحَاوِلُ حلّ المشكلة.

أَعْطَيْتُ زميلي الكتب.

أُعْطِي زميلي الكتب.

هل تَحَدَّثْتُمْ معهم؟

هل تَتَحَدَّثُونَ معهم؟

أَشَارَتْ إلى جهودها.

تُشِيرُ إلى جهودها.

هل أَجْرَيْتِ الاجتماع؟

هل تُجْرِينَ الاجتماع؟

أَوْضَحُوا لنا القضيّة.

يُوضِحُونَ لنا القضيّة.

تَلَقَّيْتَ كلّ فلوسي.

تَتَلَقَّى كلّ فلوسي.

أَعْطَوْنَا معلومات جديدة.

يُعْطُونَنَا معلومات جديدة.

لماذا أَرَدْتِ الاستغناء عنه؟

لماذا تُرِيدِينَ الاستغناء عنه؟

تَمَثَّلَتْ المشكلة في الأسعار.

تَتَمَثَّلُ المشكلة في الأسعار.

أَلْقَيْتُ كلمة أمام الطلّاب.

أُلْقِي كلمة أمام الطلّاب.

تَأَسَّسَتْ المدينة في هذا الموقع.

تَتَأَسَّسُ المدينة في هذا الموقع.

١٦

ماضٍ

مضارع مرفوع

مضارع منصوب

مضارع مجزوم

ماضٍ

مضارع مرفوع

مضارع منصوب

مضارع مجزوم

حَاوَلْنَا

نُحَاوِلُ

نُحَاوِلَ

نُحَاوِلْ

تَكَلَّمْنَ

يَتَكَلَّمْنَ

يَتَكَلَّمْنَ

يَتَكَلَّمْنَ

أَشَارَتْ

تُشِيرُ

تُشِيرَ

تُشِرْ

أَجْرَى

يُجْرِي

يُجْرِيَ

يُجْرِ

تَلَقَّيْنَا

نَتَلَقَّى

نَتَلَقَّى

نَتَلَقَّ

أَشَرْتُمْ

تُشِيرُونَ

تُشِيرُوا

تُشِيرُوا

فَكَّرُوا

يُفَكِّرُونَ

يُفَكِّرُوا

يُفَكِّرُوا

أَوْضَحَتَا

تُوضِحَانِ

تُوضِحَا

تُوضِحَا

تَحَدَّثْتِ

تَتَحَدَّثِينَ

تَتَحَدَّثِي

تَتَحَدَّثِي

أَعْطَوْا

يُعْطُونَ

يُعْطُوا

يُعْطُوا

أَعْطَتْ

تُعْطِي

تُعْطِيَ

تُعْطِ

تَلَقَّيْتُمْ

تَتَلَقَّوْنَ

تَتَلَقَّوْا

تَتَلَقَّوْا

 

271

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

١٧     

سبّبتُ مشاكل كبيرة.

لم أُسَبِّبْ مشاكل كبيرة.

موّلنا هذا المشروع.

لم نُمَوِّلْ هذا المشروع.

لماذا أعطيتَهم الماء؟

لماذا لم تُعْطِهِمِ الماء؟

تلقّينا الفلوس.

لم نَتَلَقَّ الفلوس.

أرادوا تصدير النفط.

لم يُرِيدُوا تصدير النفط.

أجرينا اختيار اللاعبين.

لم نُجْرِ اختيار اللاعبين.

حاولن الاستغناء عنه.

لم يُحَاوِلْنَ الاستغناء عنه.

تلقّيتِ الدعم منهم.

لم تَتَلَقَّيْ الدعم منهم.

أشارت إلى كلامه.

لم تُشِرْ إلى كلامه.

١٨

هل تشير إلى هذه التطوّرات؟

أَشِرْ إلى هذه التطوّرات!

هل تعطينا ثروتك؟

أَعْطِنَا ثروتك!

هل ترحّبين بضيوفنا؟

رَحِّبِي بضيوفنا!

هل تتحدّثون معنا؟

تَحَدَّثُوا معنا!

هل تعطونه النفط؟

أَعْطُوه النفط!

هل ترافقني إلى هناك؟

رَافِقْنِي إلى هناك!

هل تتلقّى الرسائل؟

تَلَقَّ الرسائل!

هل تشير إلى هناك؟

أَشِرْ إلى هناك!

هل تحاولون مرّة أخرى؟

حاَوِلُوا مرّة أخرى!

هل تلقي كلمة في البرلمان؟

أَلْقِ كلمة في البرلمان!

هل تشيرون إلى هناك؟

أَشِيرُوا إلى هناك!

هل تخبرني بذلك؟

أَخْبِرْنِي بذلك!

هل تتذكّروننا؟

تَذَكَّرُونا!

هل تعطينني كلّ الذهب؟

أَعْطِينِي كلّ الذهب!

هل تتلقّون الشهادات؟

تَلَقَّوْا الشهادات!

 ١٩     

كان الماءُ نقيًا.

الماء نقي.

كانت الحاجةُ إلى طاقات متجددة كبيرةً جدا.

الحاجة إلى طاقات متجددة كبيرة جدا.

كان زميلًا لأحمد.

هو زميل لأحمد.

كنت خبيرًا في مجال حماية البيئة.

أنا خبير في مجال حماية البيئة.

كنا مهندسين معروفين.

نحن مهندسون معروفون.

كان هؤلاء المهندسون معروفين.

هؤلاء المهندسون معروفون.

كانت عندنا دروسٌ في الرياضيات.

عندنا دروس في الرياضيات.

لماذا لم تكونوا صحفيين؟

لماذا لستم صحفيين؟

 

272

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٢٠

او با وی صحبت می‌کرد ، اما اوآنجا نبود.

كانت ستتحدّث معه ولكنّه لم يكن موجودا.

قبل از این که مدیر به مهمان خوش‌آمد بگوید، دانشجویان/ محصلان نشسته بودند.

عندما رحّب المدير بالضيف كان الطلّاب قد جلسوا.

مسافرین می‌فهمیدند که این شهر بی‌نظیر است (اگر از آن دیدن می‌کردند)، اما آنان از آن دیدن نکردند.

كان المسافرون سيدركون أنّ هذه المدينة فريدة من نوعها ولكنّهم لم يزوروها.

در سال‌های گذشته تلاش کردیم که آب صادر کنیم.

في السنوات الأخيرة كنّا نسعى لتصدير المياه.

در ماه آینده به تمام اهدافم خواهم رسید.

في الشهر القادم أكون قد حقّقت كلّ أهدافي.

سازمان ما قبل از این که مذاکره را انجام دهد، پروژه را بررسی کرده بود.

قبل أن تجري منظّمتنا هذه المفاوضات كانت قد درست المشروع.

می‌توانستم آن را برای او گزارش کنم، اما او نخواست.

كنت سأخبره بذلك ولكنّه لم يرد.

در طی ماه گذشته، فاطمه چندین بار از خانواده‌اش دیدن کرد.

خلال الشهر الماضي كانت فاطمة تزور عائلتها عدّة مرّات.

ما دو سال تمام در این شرکت کار می‌کردیم.

كنّا نعمل في هذه الشركة لمدّة سنتين.

٢١   

دوستان من زبان عربی (را) تحصیل کرده‌اند.  

كان أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من شروع به فراگیری عربی کردند.  

أخذ أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من باز هم دارند عربی یاد می‌گیرند.

يعود أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من به فراگیری عربی ادامه می‌دهند.

يظلّ أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من دیگر عربی تحصیل نمی‌کنند.

لا يعود أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من هنوز هم عربی تحصیل می‌کنند.

ما زال أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان شروع به فراگیری عربی کردند.

أصبح أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من تقریباً دارند عربی یاد می‌گیرند.

يكاد أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من بسیار کم عربی می‌خوانند.  

لم يكد أصدقائي يدرسون العربيّة.

دوستان من در صدد بودند که عربی را بخوانند.

أوشك أصدقائي أن يدرسوا العربيّة.

مادامی که دوستان من عربی می‌خوانند …  

ما دام أصدقائي يدرسون العربيّة …

 

273

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٢٢

ما مهمانان او شدیم.

أصبحنا ضيوفه.

منبع تأمین مالی معلوم خواهد شد.

سيصير مصدر التمويل معروفا.

مادامی که در خانه‌ام زندگی می‌کنی، این کار را نمی‌کنی.

ما دُمْتَ تعيش في بيتي لا تفعل هذا.

مهندسان/ انجنیران نزدیک بود که یک پروژه‌ی قدیمی را ارائه کنند.

كاد المهندسون يقدّمون مشروعا قديما.

تا وقتی که دانشجو/ محصل هستید، به شما پولی نمی‌دهیم.

ما دُمتم طلّابا لا نعطيكم فلوسا.

ما با روزنامه‌نگارها بسیارکم صحبت می‌کنیم.

لا نكاد نتكلّم مع الصحفيين.

مادامی که فاطمه حامله است، به خارج نمی‌رود.

ما دامت فاطمة حاملا لا تذهب إلى الخارج.

چرا دیگر همکارتان را به خاطر نمی‌آورید؟

لماذا لم تعودوا تتذكّرون زميلكم؟

من هنوز هم برای اهداف قبلی‌ام تلاش می‌کنم.

ما زلت أسعى لأهدافي السابقة.

من از دو هفته پیش، دیگر مدیر این سازمان نیستم.

منذ أسبوعين لم أَعُدْ مديرا لهذه المنظّمة.

من نزدیک است که قضیه را بفهمم.

أوشك أن أفهم القضيّة.

کارشناسان شروع به تمرکز تلاش‌هایشان بر اصلاح موتورها کردند.

أخذ الخبراء يركّزون جهودهم على تحسين المحرّكات.

او نمی‌گذارد با همکارانمان در دانشگاه/ پوهنتون حرف بزنیم.

لا يَدَعُنا نتحدّث مع زملائنا في الجامعة.

بگذار که کتابم را به شما بدهم!

دَعْني أعطيك كتابي!

٢٣

او می‌تواند اهدافش را محقق کند.

يُمْكِنُهَا أن تُحَقِّقَ أهدافها.

آیا می‌توانی به ما چای بدهی؟

هل يُمْكِنُكَ أن تُقَدِّمَ لنا الشاي؟

ما می‌توانیم به او پول درخواست شده را بدهیم.

يُمْكِنُنَا أن نُعْطِيَهُ الفلوس المطلوبة.

من می‌توانم این مسأله را توضیح بدهم.

يُمْكِنُنِي أن أُوضِحَ هذه المسألة.

همکاران می‌توانند آن را به اطلاع او برسانند.

يُمْكِنُ للزملاء أن يُخْبِرُوهُ بذلك.

آنان می‌توانند از محیط زیست حفاظت کنند.

يُمْكِنُهُمُ الحفاظُ على البيئة.

٢٤  أَتمّوا الجملة ((يُمْكِنُنِي أنْ …)). يكرّر كلّ طالب جملة زميله ويزيد عليها وهكذا إلى آخر طالب في الصفّ.

← يُمْكِنُنِي أنْ أدرسَ في دمشق.

← يُمْكِنُنِي أنْ أدرسَ في دمشق وأنْ أزورَ أصدقائي هناك.

← يُمْكِنُنِي أنْ أدرسَ في دمشق وأنْ أزورَ أصدقائي هناك وأنْ …

 

274

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٢٥ يقرأ المعلّم المفردات الجديدة منفصلة وأيضا مترابطة مع مفردات أخرى ويشرح معانيها.

تفوق، برتری

تفوُّق

اجرا کردن

أجْرى IV (يُجْرِي إِجْراءً)

محبت کردن، لطف کردن …

تكرّم V (يتكرّمُ تكرُّمًا) بِـ

دوست داشتن

أحبّ IV (يُحِبُّ حُبًّا)

دریافت کردن ؛ گرفتن

تلقّى V (يتلقّى تلقِّيًا)

خبردادن؛ اطلاع دادن به کسی درباره‌ی چیزی

أخْبر IV (يُخْبِرُ إِخْبارًا) ﻩ بِـ ه

تأمین مالی

تمْوِيل

اختراع

اِخْتِراع ج ~ات

جد و جهد، تلاش

جهْد ج جُهُود

استفاده، به‌کارگیری، بهره-برداری

اِسْتِغْلال

نسل

جِيل ج أجْيال

انصراف، صرف نظر (از)

اِسْتِغْناء (عن)

مانع چیزی شدن

حال (يحُولُ حيْلُولةً) دُونَ ه

استمرار، تداوم

اِسْتِمْرارِيّة

در حال حاضر (قید)

حالِيًّا

به کسی چیزی دادن

أعْطى IV (يُعْطِي إِعْطاءً) ﻩ ه

قاطعیت؛ حتمیت، ضرورت

حتْمِيّة

کشف، اکتشاف

اِكْتِشاف ج ~ات

محقق کردن (متعدی)

حقّق II (يُحقِّقُ تحْقِيقًا)

انداختن

ألْقى IV (يُلْقِي إِلْقاءً)

خصوصیت، خاصیت

خاصِّيّة ج خصائِصُ

سخنرانی کردن

ألْقىIV (يُلْقِي إِلْقاءً)كلِمةً

سلول، اتاقک

خلِيّة ج خلايا

امکان داشتن، توانستن (همیشه سوم شخص مفرد)

أمْكن IV (يُمْكِنُ إِمْكانًا) ﻩ (أنْ)

دایم، همیشه (قید)

دائِمًا

می‌توانی بروی.

يُمْكِنُكَ أنْ تذْهبَ.

ویران کردن

دمّر II (يُدمِّرُ تدْمِيرًا)

تولید کردن، بوجود آوردن

أنْتج IV (يُنْتِجُ إِنْتاجًا)

خود- ؛ خودبخود، اتوماتیک

ذاتِيّ

دستاورد

إِنْجاز ج ~ات

همراهی کردن

رافق III (يُرافِقُ مُرافقةً)

توضیح دادن

أوْضح IV (يُوضِحُ إِيضاحًا)

ازکسی/ چیزی استقبال کردن

رحّب II (يُرحِّبُ ترْحِيبًا) بِـ ﻩ/ه

مستمراً؛ پیوسته (قید)

بِاسْتِمْرارٍ

متمرکز شدن به

ركّز II (يُركِّزُ ترْكِيزًا)على

ظاهر شدن، برتر بودن

برز (يبْرُزُ بُرُوزًا)

همکار

زمِيل ج زُملاءُ

به صراحت، راستش را بخواهید

بِصراحةٍ

سابق

سابِق ج ~ونَ

با کمال میل.

بِكُلِّ السُّرُورِ

سهم داشتن )در(

ساهم III (يُساهِمُ مُساهمةً)فِي

تأخیر/ ناوقتی

تأخُّر ج ~ات

تشکر، شکر

شُكْر

تأسیس

تأْسِيس

تصحیح کردن (متعدی)

صحّح II (يُصحِّحُ تصْحِيحًا)

تجدید کردن

تجدّد V (يتجدّدُ تجدُّدًا)

روزنامه‌نگاری، روزنامه‌نگار

صُحُفِيّ ج ~ونَ

صحبت کردن

تحدّث V (يتحدّثُ تحدُّثًا)

مشکل/ دشواری با

صُعُوبة ~ات (مع)

اصلاح، بهبودی (اسم مصدر)

تحْسِين ج ~ات

تضمین کردن

ضمِن (يضْمنُ ضمانًا)

به خاطرآوردن

تذكّر V (يتذكّرُ تذكُّرًا) ه

نور، چراغ

ضوْئِيّ

محبت کردن، لطف کردن …

تفضّل V (يتفضّلُ تفضُّلًا) بِـ

275

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

سخنرانی

مُحاضرة ج ~ات

مهمان

ضيْف ج ضُيُوف

موتور، محرک

مُحرِّك ج ~ات

توسعه دادن، بوجود آوردن (متعدی)

طوّر II (يُطوِّرُ تطْوِيرًا)

سودآوری؛ ثمره، منفعت

مرْدُودِيّة ج ~ات

فُرصت

فُرْصة ج فُرص

منعقد، برگذار شده

مُنْعقِد

منحصر به فرد

فرِيد مِنْ نوْعِهِ

مهندس / انجنیر

مُهنْدِس ج ~ونَ

فکرکردن / اندیشیدن به

فكّر II (يُفكِّر تفْكِيرًا) فِي

تامین مالی کردن

موّل II (يُموِّلُ تمْوِيلًا)

تقدیم کردن ، تعارف کردن

قدّم II (يُقدِّمُ تقْدِيمًا)

به عوضِ، به جای (قید)

نِيابةً عن

تصمیم گرفتن؛ حل کردن

قرّر II (يُقرِّرُ تقْرِيرًا)

حاشیه، کناره

هامِش ج هوامِشُ

کریم ، سخاوتمند

كرِيم ج كُرماءُ، كِرام

در حاشیه‌ی، در حول و حوشِ

هامِش: على هامِشِ ...

برقی، الکتریکی

كهْربائِيّ ج ~ونَ

مواجهه کردن، مقابله کردن

واجه III (يُواجِهُ مُواجهةً)

مصاحبه

لِقاء صُحُفِيّ

روزی (قید)

يوْمًا ما

اگر لطف کنی/ کنید …

لوْ تفضّلْتَ / تفضّلْتُمْ بِــ ...

٢٦  إحفظوا المفردات أعلاه.

 

٢٧  إستمعوا إلى الحوار التالي وأجيبوا على الأسئلة في التمرينين ٢٨ و٢٩.

لقاء صحفي

الصحفية:

سيّداتي وسادتي، أعزّائي المشاهدين في كلّ مكان، أرحّب بكم وأقدّم لكم ضيفنا الكريم المهندس أحمد زاهد صالح، رئيس معهد دراسات الطاقة البديلة بماليزيا والّذي تكرّم بأن يعطينا الفرصة لنجري معه هذا الحوار على هامش مشاركته في مؤتمر الطاقات البديلة المنعقد حاليا بمسقط. سيّد أحمد مرحبا بك.

المهندس:

باسم الله الرحمن الرحيم، أشكركم باسمي ونيابة عن الوفد الّذي يرافقني وأحبّ في البداية أن أصحّح معلومة صغيرة وهي أنّ اسم معهدنا هو ((معهد الطاقات المتجدّدة)) وليس البديلة.

الصحفية:

آه صحيح، وبمناسبة الحديث عن المعهد، لو تفضّلت بأن تعطينا بعض المعلومات عن هذه المؤسّسة العلمية الفريدة من نوعها في العالم الإسلامي.

 

276

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

المهندس:

بكلّ السرور، وكما يوضح الاسم فمعهدنا يقوم بدراسات حول مصادر الطاقة الموجودة في الطبيعة والّتي تتجدّد باستمرار والّتي يمكن استغلالها في التنمية والاقتصاد ومن أهمّ خصائصها أنّها لا تدمّر البيئة كما هو الحال بالنسبة للبترول والطاقة النووية.

الصحفية:

وكيف برزت فكرة تأسيس هذا المعهد؟

المهندس:

ما زلت أتذكّر يوما قبل سنوات عديدة. ألقى في ذلك اليوم وزير الطاقة والثروات الطبيعية السابق محاضرة تحدّث فيها عن أهمّية الطاقة في الاقتصاد وعن حتمية الاستغناء عن النفط يوما ما، في ذلك اليوم فكّرت أن أعمل شيئا لحلّ هذه المشكلة. أخبرت زملائي بالفكرة وقرّرنا أن نبدأ فورا بالعمل.

الصحفية:

ما هي أهمّ إنجازاتكم ومن يموّل عملكم؟

المهندس:

في البداية موّلت وزارة البحث العلمي مشروعنا وتلقّينا أيضا مساعدات من جهات مختلفة حتّى حقّقنا التمويل الذاتي. يعني، الآن نبيع حقوق استغلال اختراعاتنا واكتشافاتنا والّتي منها تحسين جودة الخلايا الضوئية ومردوديتها كما طوّرنا محرّكات كهربائية للسيّارات.

الصحفية:

ما هي الصعوبات الّتي واجهتكم في البداية؟

المهندس:

بصراحة، كان المشروع سيبدأ قبل سنوات ولكن تأخّر الموافقة والتمويل حال دون ذلك.

الصحفية:

ماذا عن مشاريع المستقبل؟

المهندس:

ما زال الطريق طويلا وما زلنا في البداية، ونحن نركّز جهودنا الآن على تكوين أجيال جديدة من الباحثين والعلماء تساهم في استمرارية المشروع وتضمن تفوّق المعهد في هذا المجال.

الصحفية:

سيّد أحمد نشكرك على هذا الحوار.

المهندس:

الشكر لكم.

المصرية 

العراقية 

المغربية 

السورية 

اللهجة

 


 

٢٨  

Stirnrunzelnd Lächelnd
X

ضيف اللقاء الصحفي مهندس موريتاني.

١

X

ينعقد مؤتمر الطاقات البديلة في مسقط.

٢

X

معهد الطاقات المتجدّدة مؤسّسة علمية فريدة في العالم الإسلامي.

٣

X

طوّر المعهد محرّكات بنزين للسيّارات.

٤

X

كان المشروع سيبدأ قبل أشهر.

٥

 

277

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٢٩

من أين جاء ضيف الحوار؟

١

لماذا؟

٢

ما هو موضوع محاضرة وزير الطاقة والثروات الطبيعية السابق؟

٣

من كان يموّل المعهد في البداية ؟

٤

ما هي أهمّ خصائص الطاقات المتجدّدة؟

٥

٣٠  إستخرجوا من النصّ كلّ الأفعال المزيدة ودوّنوها في الجدول أدناه واشكلوها.

الماضي

المضارع (مرفوع، منصوب، مجرور)

فَعَّلَ

فَكَّرْتُ، قَرَّرْنَا، مَوَّلَتْ، حَقَّقْنَا، طَوَّرْنَا

أُرَحِّبُ، أُقَدِّمُ، أُصَحِّحَ، تُدَمِّرُ، يُمَوِّلُ، نُرَكِّزُ

فَاعَلَ

وَاجَهَتْ

يُرَافِقُ، تُسَاهِمُ

أَفْعَلَ

أَلْقَى، أَخْبَرْتُ

يُعْطِيَ، نُجْرِيَ، أُحِبُّ، تُعْطِيَ، يُوضِحُ، يُمْكِنُ

تَفَعَّلَ

تَكَرَّمَ، تَفَضَّلْتَ، تَحَدَّثَ، تَلَقَّيْنَا

تَتَجَدَّدُ، أَتَذَكَّرُ

٣١  أشكلوا الجمل وترجموها.

ما زلت أتذكر يوما قبل سنوات عديدة

من هنوز هم روزی را در سال‌ها قبل بخاطرم می‌آورم.

كان المشروع سيبدأ قبل سنوات.

پروژه باید سال‌ها قبل آغاز می‌شد.

ما زال الطريق طويلا وما زلنا في البداية.

راه همچنان طولانی است و ما هنوز درآغاز هستیم.

٣٢     إنسخوا الحوار وترجموه.

٣٣  راجعوا ما تعلّمتم عن اللهجة المغربية في التمرين ٣٥  من الدرس ٧.  

٣٤     إستمعوا عدّة مرّات للحوار باللهجة المغربية وتابعوه في نفس الوقت قراءة. أجيبوا على الأسئلة التالية.

١)

كيف يُلفظ الحرف ((ج))؟

٢)

كيف يقال ((سيّد)) في المخاطبة ((سيّد أحمد))؟

٣)

كيف يقال ((مَن)) و((ما)) و((ماذا)) و((في))؟

٤)

ما هو الاسم الموصول في اللهجة المغربية؟

٥)

كيف يقال ((ليس)) في ((وليس البديلة))؟

٦)

كيف يقال ((هذا)) و((هذه)) و((ذلك))؟

٧)

كيف يقال ((ألقى … محاضرة)) وما هو معنى الفعل المستخدم في هذه العبارة؟

 

278

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٨)

كيف يقال ((شيء)) في العبارة ((نعمل شيئا))؟

٩)

كيف يقال ((حديث))؟

١٠)

ماذا تلاحظون في تصريف الفعل المضارع؟ مثلا في: ((أرحّب))، ((أقدّم))، ((أشكركم))، ((يوضح))، ((يقوم))، ((تتجدّد))، ((تدمّر))، ((أتذكّر))، ((يموّل))، ((نبيع))، ((نركّز))، ((نشكرك))

كيف يختلف تصريف الفعل المضارع بين المهندس والصحفية؟

١١)

ماذا تلاحظون عندما تقارنون بين تصريف الفعل المضارع صيغة المتكلّم في المفرد وبين التصريف في الجمع؟

١٢)

كيف يقال ((لِـ)) و ((أن)) في العبارتين ((لنجري))، ((بأن تعطينا))؟

١٣)

ماذا تلاحظون فيما يخصّ الأسماء المنكّرة في ((معلومة صغيرة)) و((يوم = نهار))؟

٣٥     أكتبوا نصّا عن أحد المواضيع التالية:

نشرة بمناسبة افتتاح معرض فنّي

خبرا صحفيا عن استخدام تقنية جديدة للريّ

٣٦  يشرح المعلّم العبارات التالية:

أصغ إليّ من فضلك!

ممکن است لطفاً به حرفم گوش کنید!

أرجوك أن تصغي إليّ!

لطفاً به حرفم گوش کن!

أرجوك أن تسمح لي أن أكمل كلامي!

لطفاً بگذارید حرفم تمام شود!

الآن أعطي الكلمة للسيّد س / للسيّدة ص.

حالا می‌خواهم صحبت را در اختیارآقای س / خانم ص بگذارم.

٣٧    حوار مباشر

تخيّلوا أنّكم تحضرون مناقشة تلفزيونية عن المواضيع التالية:

– الحياة في الريف أم في المدينة؟

– فاست فود – جيّد أم لا؟

ما هي النقاط الأساسية للمواضيع؟

أيّ أشخاص يُدْعَوْنَ إلى البرنامج؟ (باحث، خبير، أستاذ، أحد المارّة …)

ما هي الكلمات والتعابير الأساسية / المهمّة في برنامج حوار؟ (الترحيب، التقديم، …)

راجعوها باستخدام القاموس. وزّعوا الأدوار (المقدّم، الضيوف)على المجموعة والعبوا حلقة برنامج ((حوار مباشر)) باستخدام التعابير أعلاه.

 

279

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٣٨     الترحيب: إستمعوا إلى الحوارات التالية واملؤوا الجدول أدناه.

معاني العبارات، ملاحظاتكم العبارات المستخدمة
أصدقاء، غير رسمية

حوار ١

حوار ٢

حوار ٣

حوار ٤

حوار ٥

حوار ٦

حوار ٧

٣٩  إلغاء موعد – طلب موعد جديد – الموافقة على موعد

يشرح المعلّم المصطلحات التالية:

متأسفم که …

أنا آسف أنّ …

معذرت می‌خواهم برای …

أرجو المعذرة على … / أعتذر عن …

امیدوارم که شما (وضعیتم را) درک کنید.

آمل أن تتفهّموا (وضعي).

لطفاً (وضعیتم را) درک کنید.

أرجو أن تتفهّموا (وضعي).

از من عصبانی نباش! / معذرتم را بپذیر!

لا تؤاخذني!

آیا می‌توانیم قرار جدیدی بگذاریم؟

هل من الممكن أن نحدّد موعدا جديدا؟

موعد برایم مناسب است.

الموعد مناسب / يناسبني.

٤٠     أكتبوا ٥ مذكّرات قصيرة لأوضاع مختلفة عن موضوع إلغاء موعد أو الموافقة على موعد. (رسالة SMS، إميل، مذكّرة على مكتب زميلكم، إلخ …)

٤١  أكتبوا كلّ حروف الاستفهام الّتي تعرفونها؟

ماذا، ما، متى، لماذا، منذ متى، مع من، أيّ/ـة، أين، إلى أين، كيف، كم، بكم، …

وبعد ذلك اطرحوا أسئلة على المجموعة مثل: متى ولدت؟ – أين كنت تعيش في طفولتك؟ – لماذا تدرس تلك اللغة؟ – ماذا تريد أن تفعل في وقت الفراغ – إلخ …

 

280

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

٤٢       المهن[1]: أيّ وصف يناسب أيّة مهنة؟ حاولوا حلّ التمرين بدون قاموس إن أمكن.

١

مهندس معماري

٢

خبّاز

٣

محامٍ

٤

سكرتيرة

٥

بائع

٦

صحفي

٧

طبيب بيطري

٨

عالم

٩

مزارع

١۰

قاضٍ

١١

طبيب

١٢

مترجم

١٣

سائق تاكسي

١٤

بنّاء

١٥

صيدلي

١٦

موظّف

١٧

شرطي

١٨

طبّاخ

١٩

طبيب أسنان

٢۰

معلّم

٢١

ممرّضة

٢٢

كهربائي

٢٣

حلّاق

٢٤

ميكانيكي

يعمل في المدرسة ويعلّم الطلّاب.

معلّم

يعرف أكثر من لغة بشكل جيّد. ينقل نصوصا من لغة إلى لغة أخرى.

مترجم

يعرف الأمراض ويعالج المرضى. بعد دراسة الطبّ يشتغل في مستشفى أو في عيادة.

طبيب

طبيب مختصّ بأمراض الأسنان.

طبيب أسنان

طبيب مختصّ بالحيوانات.

طبيب بيطري

يشتري ويبيع أشياء مختلفة في دكّان أو محلّ أو في السوق.

بائع

يشتغل في موقع بِناء.

بنّاء

يشتغل في صيدليّة ويهتمّ بتصنيع وبيع الأدوية.

صيدلي

يشتغل في الريف ويهتمّ بزراعة النباتات وتربية الحيوانات.

مزارِع

يقصّ الشعر (للرجال).

حلّاق

ينظّم المرور ويفرض عقوبات ويلقي القبض على المجرمين. يسوق سيّارة بضوء على السقف ولونه أزرق أو أحمر في الكثير من البلدان.

شرطي

تشتغل في مستشفى أو في عيادة وتساعد الأطبّاء.

ممرّضة

يشتغل في محكمة وهو يدافع عن المتّهَم.

محامٍ

يضع الخطوط الكهربائية ويصلّح آلات ومكِنات، يعني يهتمّ بكلّ شيء مرتبط بالكهرباء.

كهربائي

هو مسؤول عن رسم الخطط والنماذج الضرورية لبناء المباني وتخطيطها.

مهندس معماري

يشتغل في مكتب في مجالات مختلفة. يهتمّ بالتنظيم والإدارة بشكل عامّ.

موظّف

يشتغل في جامعة أو في مخبر. يقوم بالبحث العلمي ويكتب نصوصا علمية عن نتائج بحثه.

عالم

يشتغل في مطبخ فندق أو مطعم ويهتمّ بتحضير المأكولات والأطعمة.

طبّاخ

يكتب المقالات والأخبار وينشرها في جريدة أو مجلّة.

صحفي

[1] خاصّة في بلاد الشام والعراق ومصر تُستخدم ((ـچي)) التركية الأصل لوصف المهن: قَهْوَچِي، كُنْدُرْچِي.

281

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

مكان العمل هو السيّارة ويجب أن يعرف مدينته بشكل جيّد.

سائق تاكسي

تشتغل في مكتب أو شركة وتكتب الرسائل وتنظّم المواعد إلخ …

سكرتيرة

يصلّح الآلات والمكِنات.

ميكانيكي

يشتغل في محكمة ويدير جلسات المحكمة.

قاضٍ

يصنع العجين ويخبز الخبز والكعك.

خبّاز

٤٣     إختاروا خمس مهن أخرى وصفوها.

٤٤   ((لقاء صحفي)) – حوار باللهجة المغربية – أجيبوا على الأسئلة التالية.

١)

محمّد عليّ القنيطري هو …

مدير اتّحاد المهندسين في المغرب

مدير معهد دراسات الطاقات المتجدّدة

x
موظّف في وزارة الطاقة والمناجم

نائب مدير معهد دراسات الطاقات المتجدّدة

٢)

متى تأسّس معهد دراسات الطاقات المتجدّدة؟

١٩٧٧

١٩٨٦

١٩٩٦

١٩٩٧

x

٣)

أين كان محمّد عليّ القنيطري يعمل سابقا؟ 

في وزارة النفط

في وزارة الطاقة والمناجم

x

في كلّيّة الهندسة

في دائرة الشؤون الاجتماعية

٤)

على ماذا يركّز المعهد جهوده حاليا؟

على تحقيق التمويل الذاتي

على بيع الخلايا الشمسية

على تكوين الباحثين والعلماء

على البحث في مجال الطاقة الشمسية

x

 

282

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

إختبار تحريري

١  ( ٣٦×٥ر٠ =  ١٨ نقطة)

يتفعّل

يُفعل

يفاعل

يفعّل

يفعل

تفعّل

أفعل

فاعل

فعّل

فعل

يُكْتِبُونَ

يُكَاتِبُونَ

يُكَتِّبُونَ

يَكْتُبُونَ

أَكْتَبُوا

كَاتَبُوا

كَتَّبُوا

كَتَبُوا

أُقِيمُ

أُقَاوِمُ

أُقَوِّمُ

أَقُومُ

أَقَمْتُ

قَاوَمْتُ

قَوَّمْتُ

قُمْتُ

تُجْرِينَ

تُجَارِينَ

تُجَرِّينَ

تَجْرِينَ

أَجْرَيْتِ

جَارَيْتِ

جَرَّيْتِ

جَرَيْتِ

تُنِيمُ

تُنَوِّمُ

تَنَامُ

أَنَامَتْ

نَوَّمَتْ

نَامَتْ

يَتَوَضَّحْنَ

يُوضِحْنَ

يُوَضِّحْنَ

يَضِحْنَ

تَوَضَّحْنَ

أَوْضَحْنَ

وَضَّحْنَ

وَضَحْنَ

يَتَعَيَّشُونَ

يُعِيشُونَ

يُعَايِشُونَ

يُعَيِّشُونَ

يَعِيشُونَ

تَعَيَّشُوا

أَعَاشُوا

عَايَشُوا

عَيَّشُوا

عَاشُوا

٢  (١٦×١=١٦ نقطة)

نُسَاهِمُ في المشروع.

سَاهَمْنَا في المشروع.

أُحَقِّقُ إنجازات كبيرة.

حَقَّقْتُ إنجازات كبيرة.

أُحَاوِلُ كلّ ما في وسعي.

حَاوَلْتُ كلّ ما في وسعي.

هل تُرِيدِينَ الذهاب؟

هل أَرَدْتِ الذهاب؟

تُعْطِينِي مريم المجلّات.

أَعْطَتْنِي مريم المجلّات.

تَتَلَقَّى فاطمة دعمهم.

تَلَقَّتْ فاطمة دعمهم.

أَتَذَكَّرُ كلّ شيء.

تَذَكَّرْتُ كلّ شيء.

يُوَاجِهْنَ عدّة مشاكل.

وَاجَهْنَ عدّة مشاكل.

يُجْرُونَ لقاءات صحفية.

أَجْرَوْا لقاءات صحفية.

إلى ماذا يُشِيرُونَ؟

إلى ماذا أَشَارُوا؟

هل تُوضِحُ لها الوضع؟

هل أَوْضَحْتَ لها الوضع؟

هل تُجْرُونَ تحسينات؟

هل أَجْرَيْتُمْ تحسينات؟

يُعْطِينِي فلوسه.

أَعْطَانِي فلوسه.

نَتَحَدَّثُ مع المسؤولين.

تَحَدَّثْنَا مع المسؤولين.

تُرَحِّبُونَ بأصدقائنا.

رَحَّبْتُمْ بأصدقائنا.

هل تُسَاهِمْنَ في الاجتماع؟

هل سَاهَمْتُنَّ في الاجتماع؟

نُرِيدُ ذلك.

أَرَدْنَا ذلك.

٣  (١٠×٣=٣٠ نقطة)

أخذت أدرك المشكلة.

شروع به درک مشکل کردم.

ما دمتم لا تقرؤون هذه الكتب لا أتحدّث معكم.

تا زمانی که شما (م.) این کتاب‌ها را نخوانید، با شما حرف نمی‌زنم.

لا نكاد نساهم في تحسين المحرّكات.

لا نكاد نساهم في تحسين المحرّكات.

أما زلتم تركّزون جهودكم على حلّ هذه المشكلة؟

آیا شما هنوز هم تلاش‌تان را بر حل این مشکل متمرکز می-کنید؟

ألا تعودين تتذكّرين زميلتي؟

آیا تو (م.) دیگر همکار (ز.) مرا به خاطر نداری؟

دعوني لوحدي!

مرا تنها بگذارید!

كدت لا أموّل هذا المشروع الفريد من نوعه.

نزدیک بود که این پروژه‌ی بی‌مانند را تامین مالی نکنم.

 

283

 

11

إِرْحَمُوا مَنْ فِي الأَرْضِ يَرْحَمْكُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ﴿

١١

كنت سأرحّب بالمدير ولكنّني لم أتذكّره.

من از مدیر استقبال می‌کردم (اگر او را به خاطر داشتم)، اما او را به خاطر نداشتم.

بعد الانتخابات تغيّرت الحكومة.

بعد از انتخابات حکومت تغییر کرد.

عندما وصل الطلّاب كانت المحاضرة قد بدأت.

زمانی که دانشجویان/ محصلان وارد شدند، سخنرانی قبلاً شروع شده بود.

سأكون قد حقّقت كلّ أهدافي.

من تمام اهدافم را محقق خواهم کرد.

٤  (١٢×١=١٢ نقطة)

تَبِعْنَ

بِعْتُنَّ

أَكَادُ

كِدْتُ

تَفُوقِينَ

فُقْتِ

يَحُولُونَ

حَالُوا

(هي)تَضِيعُ

ضَاعَتْ

(هي)تَنْسَى

نَسِيَتْ

أَسْعَى

سَعَيْتُ

يَبْدُو

بَدَا

(أنتَ)تَكْفِي

كَفَيْتَ

يَفُونَ

وَفَوْا

نَلْقَى

لَقِينَا

تَدْعُونَ

دَعَوْتُمْ

(هي)تَأْتِي

أَتَتْ

٥     (١٠×١=١٠ نقاط)

١٥ + بيت

خَمْسَةَ عَشَرَ بَيْتًا

١١ + بديل

أَحَدَ عَشَرَ بَدِيلًا

١١ + خليّة

إِحْدَى عَشْرَةَ خَلِيَّةً

١٢ + ابن

اِثْنَا عَشَرَ ابْنًا

١٢ + بنت

اِثْنَتَا عَشْرَةَ بِنْتًا

١٤ + خبير

أَرْبَعَةَ عَشَرَ خَبِيرًا

١٦ + فرصة

سِتَّ عَشْرَةَ فُرْصَةً

١٨ + ضيف

ثَمَانِيَةَ عَشَرَ ضَيْفًا

١٨ + محاضرة

ثَمَانِيَ عَشْرَةَ مُحَاضَرَةً

١٩ + برميل

تِسْعَةَ عَشَرَ بَرْمِيلًا

٢٠ + محافظة

عِشْرُونَ مُحَافَظَةً

٦  (٦×٢=١٢ نقطة)

لَسْتُ في البيت.

من در خانه هستم.

لا تَنْفَعُنِي كلمة المرور هذه.

این کلمه‌ی رمز برایم فایده‌ای ندارد.

لم يَحُلْ زملائي دون تأخّر الطائرة.

همکارانم از تأخیر (ناوقتی) هواپیما / طیاره جلوگیری نکردند.

لن تَضْمَنَ شركتنا تصدير ١٠٠٠ برميل من النفط.

شرکت‌مان صدور ١٠٠٠ بشکه نفت را تضمین نمی‌کند.

لَيْسَ الصحفيون مرضى.

روزنامه‌نگارها مریض نیستند.

لا تَسْعَ إلى الفلوس!

برای پول تلاش نکن (م.)!

لم نَكُنْ حاضرين بعد اللقاء الصحفي.

ما بعد از مصاحبه حاضر نبودیم.

عدد النقط الإجمالي

100-96

95-92

91-88

87-85

84-81

80-77

76-73

72-69

68-65

64-61

≦60

1.0

1.3

1.7

2.0

2.3

2.7

3.0

3.3

3.7

4.0

5.0

284